محمد معجزه زندگیمونمحمد معجزه زندگیمون، تا این لحظه: 10 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 39 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره
باباییبابایی، تا این لحظه: 45 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

فندق مامان و باباش

سونوی قلب

1394/5/15 16:26
نویسنده : مامان فندق
216 بازدید
اشتراک گذاری

امروز نوبت دوم دکتر داشتیم.. هفته نهم بودی اینجاآرام

با بابایی راهی شدیم واسه رفتن به بیمارستان.. نیمه های راه که رفتیم یه کار ضروری واسه بابایی جور شد منم مجبور شدم خودم تنهایی با شما برم دکتر..غمگین

دیگه با هم رفتیم منم نوبت گرفتم.. واسه اینکه ماه رمضون بود خیلی خلوت بود زودی نوبتمون شد رفتیم تو مطب خانوم دکترمحبت

خانوم دکتر کارش و شروع کرد گفت فسقلیتون ماشالله رشد کرده یه کوچولو هم دست و باهاش در اومدن.. خلاصه گفت همه چی خدا رو شکر خیلی خوبه.. جشنبوس

دیگه کارمون که تموم شد بلافاصله زنگ زدم به بابایی بهش گفتم که همه چی خوب بوده..

بعدش هم رفتیم دنبال بابایی که با هم برگردیم خونه..بغل

تو ماشین هم کلی با بابایی ذوق کردیم و خدا رو شکر میکردیم واسه وجود شما نازنین محبت

 

 

خدایا هزاران بار شکرتمحبت

پسندها (1)

نظرات (0)